تبليغاتX
دست نوشته های....

خانه | ایمل آدرس | آرشیو

دست نوشته های....

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است


تقسیم قدرت میان اقوام در کابینه ی جدید



+ نوشته شده در 2009/12/25 ساعت 7:55 PM توسط عزيز هروي |

عشق نمیمیرد

سالها پيش '' در كشور آلمان '' زن و شوهري زندگي مي كردند.آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند.يك روز كه براي تفريح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند '' ببر كوچكي در جنگل '' نظر آنها را به خود جلب كرد.مرد معتقد بود : نبايد به آن بچه ببر نزديك شد.به نظر او ببرمادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت.پس اگر احساس خطر مي كرد به هر دوي آنها حمله مي كرد و صدمه مي زد.اما زن انگار هيچ يك از جملات همسرش را نمي شنيد '' خيلي سريع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زير پالتوي خود به آغوش كشيد '' دست همسرش را گرفت و گفت :عجله كن!ما بايد همين الآن سوار اتوموبيلمان شويم و از اينجا برويم.آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به اين ترتيب ببر كوچك '' عضوي از ا عضاي اين خانواده ي كوچك شد و آن دو با يك دنيا عشق و علاقه به ببر رسيدگي مي كردند. سالها از پي هم گذشت و ببر كوچك در سايه ي مراقبت و محبت هاي آن زن و شوهر حالا تبديل به ببر بالغي شده بود كه با آن خانواده بسيار مانوس بود.در گذر ايام '' مرد درگذشت و مدت زمان كوتاهي پس از اين اتفاق '' دعوتنامه ي كاري براي يك ماموريت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسيد.زن '' با همه دلبستگي بي اندازه اي كه به ببري داشت كه مانند فرزند خود با او مانوس شده بود '' ناچار شده بود شش ماه كشور را ترك كند و از دلبستگي اش دور شود.پس تصميم گرفت : ببر را براي اين مدت به باغ وحش بسپارد.در اين مورد با مسوولان باغ وحش صحبت كرد و با تقبل كل هزينه هاي شش ماهه '' ببر را با يك دنيا دلتنگي به باغ وحش سپرد و كارتي از مسوولان باغ وحش دريافت كرد تا هر زمان كه مايل بود '' بدون ممانعت و بدون اخذ بليت به ديدار ببرش بيايد.دوري از ببر'' برايش بسيار دشوار بود.روزهاي آخر قبل از مسافرت '' مرتب به ديدار ببرش مي رفت و ساعت ها كنارش مي ماند و از دلتنگي اش با ببر حرف مي زد.سر انجام زمان سفر فرا رسيد و زن با يك دنيا غم دوري '' با ببرش وداع كرد.بعد از شش ماه كه ماموريت به پايان رسيد '' وقتي زن '' بي تاب و بي قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند '' در حالي كه از شوق ديدن ببرش فرياد مي زد : عزيزم '' عشق من '' من بر گشتم '' اين شش ماه دلم برايت يك ذره شده بود '' چقدر دوريت سخت بود '' اما حالا من برگشتم '' و در حين ابراز اين جملات مهر آميز '' به سرعت در قفس را گشود : آغوش را باز كرد و ببر را با يك دنيا عشق و محبت و احساس در آغوش كشيد.ناگهان '' صداي فريادهاي نگهبان قفس '' فضا را پر كرد:نه '' بيا بيرون '' بيا بيرون : اين ببر تو نيست.ببر تو بعد از اينكه اينجا رو ترك كردي '' بعد از شش روز از غصه دق كرد و مرد.اين يك ببر وحشي گرسنه است.اما ديگر براي هر تذكري دير شده بود.ببر وحشي با همه عظمت و خوي درندگي '' ميان آغوش پر محبت زن '' مثل يك بچه گربه '' رام و آرام بود.اگرچه '' ببر مفهوم كلمات مهر آميزي را كه زن به زبان آلماني ادا كرده بود '' نمي فهميد '' اما محبت و عشق چيزي نبود كه براي دركش نياز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصي باشد.چرا كه عشق آنقدر عميق است كه در مرز كلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالي است كه از تفاوت نوع و جنس فرا رود.براي هديه كردن محبت '' يك دل ساده و صميمي كافي است '' تا ازدريچه ي يك نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هديه كند.محبت آنقدر نافذ است كه تمام فصل سرماي ياس و نا اميدي را در چشم بر هم زدني بهار كند.عشق يكي از زيباترين معجزه هاي خلقت است كه هر جا رد پا و اثري از آن به جا مانده تفاوتي درخشان و ستودني '' چشم گير است.محبت همان جادوي بي نظيري است كه روح تشنه و سر گردان بشر را سيراب مي كند و لذتي در عشق ورزيدن هست كه در طلب آن نيست.بيا بي قيد و شرط عشق ببخشيم تا از انعكاسش '' كل زندگيمان نور باران و لحظه لحظه ي عمر '' شيرين و ارزشمند گردد.در كورترين گره ها '' تاريك ترين نقطه ها '' مسدود ترين راه ها '' عشق بي نظير ترين معجزه ي راه گشاست.مهم نيست دشوارترين مساله ي پيش روي تو چيست '' ماجراي فوق را به خاطر بسپار و بدان سر سخت ترين قفل ها با كليد عشق و محبت گشودني است.پس : معجزه ي عشق را امتحان كن !

اگر بتوانیم صدای قلب همه را بشنویم، می بینیم که همه ( دنیا) تشنه ی محبت اند. همه نیاز به محبت دارند؛ حتی بیشتر از غذای روزانه ای شان. پس وقتی همه ی ما به محبت نیاز داریم، بهتر است که از همی حالا تصمیم بگیریم تا با هم مهربان باشیم. بیائید با چشمه محبتی که در اندرون قلب مان نهفته است به اندازۀ توان خود تشنه گی دیگران را رفع کنیم!



+ نوشته شده در 2009/12/23 ساعت 4:27 PM توسط عزيز هروي |

آیا میدانستید

آيا مي‌دانيد شيريني تنها مزه‌اي است كه جنين در رحم مادر هم مي‌فهمد.
آيا مي‌دانيد زنبور عسل 5 چشم دارد كه 2 تا اصلي در بغل سر و 3 تا بر روي سر قرار دارد.
آيا مي‌دانيد 20 درصد آب شيرين جهان ميان آمريكا و كانادا قرار دارد.
آيا مي‌دانيد بهترين شكارچي در خشكي خرس قطبي است.
آيا مي‌دانيد خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود 3 متر است.
آيا مي‌دانيد در بين انواع خرس، خرس پاندا بزرگ‌ترين جمجمه را دارد.
آيا مي‌دانيد خرس با تمام سنگيني خود مي‌تواند با سرعت 50 كيلومتر در ساعت بدود.
آيا مي‌دانيد حس بويايي خرس تقريباً 100 برابر قوي‌تر از انسان است.
آيا مي‌دانيد كوه‌هاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند مي‌شوند.
آيا مي‌دانيد بيماري قند اولين عامل كوري در مردم جهان است.
آيا مي‌دانيد گرده گل هرگز فاسد نمي‌شود.
آيا مي‌دانيد دانشمندان دريافته‌اند كه مورچه همچون انسان صبح‌ها خميازه مي‌كشد.
آيا مي‌دانيد هيتلر از مكان‌هاي بسته بسيار وحشت داشت.
آيا مي‌دانيد فنلاند از 179 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است.
آيا مي‌دانيد زنبور از بوي عرق بدش مي‌آيد و به كسي كه بدنش بو دهد يا عطرزده باشد حمله مي‌كند.
آيا مي‌دانيد رنگ سفيد براي زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه‌اي ناراحت كننده‌ است.
آيا مي‌دانيد بدن زنبورداران مي‌تواند بيش از 100 نيش زنبور عسل را تحمل كند.
آيا مي‌دانيد زنبور بي‌نظمي را دوست ندارد، اگر جلوي كندوي آن‌ها بايستيد به شما حمله خواهند كرد.
آيا مي‌دانيد رعد و برقي به طول 6 و 1كيلومتر داراي برق كافي براي روشن كردن 1 ميليون لامپ است.
آيا مي‌دانيد هنگام صحبت براي بيان هر كلمه 72 ماهيچه به كار گرفته مي‌شود.
آيا مي‌دانيد دانه نوعي درخت غول پيكر از خانواده كاج فقط 005/0 گرم وزن دارد.
آيا مي‌دانيد 85 درصد گياهان در اقيانوس‌ها رشد مي‌كنند.
آيا مي‌دانيد زرافه تازه متولد شده 2 متر قد دارد.
آيا مي‌دانيد شما به طور متوسط 15000 بار در روز پلك مي‌زنيد.
آيا مي‌دانيد حدود 13 درصد مردم چپ دست هستند، اين رقم در گذشته 11 درصد بود.
آيا مي‌دانيد دو سوم وزن بدن از آب تشكيل شده كه 92 درصد خون 75 درصد مغز 75 عضلات از آب تشكيل شده‌اند.
آيا مي‌دانيد هر انسان مي‌تواند 1 دقيقه نفس خود را حبس كند و ركوردش در جهان 8.5 دقيقه است.
آيا مي‌دانيد بر هر سانتي متر از سطح زمين 105 كيلوگرم هوا وجود دارد.
آيا مي‌دانيد اگر تمام يخ‌هاي قطبي ذوب شوند آب درياها 14 متر بالا مي‌آيد.
آيا مي‌دانيد بيشترين قربانيان سيل زنان و سپس كودكان هستند.
آيا مي‌دانيد ارتفاع تبخير در باران 2 متر و ارتفاع متوسط بارندگي 24 سانت است.
آيا مي‌دانيد اعصابي كه در بدن شما وجود دارند به اندازه فاصله زمين تا ماه است.
آيا مي‌دانيد در يك سانتي متر از پوست شما 12 متر عصب و 4 متر رگ و مويرگ وجود دارد.
آيا مي‌دانيد رشد كودك در بهار بيشتر است.
آيا مي‌دانيد در آمريكا ساليانه 85 ميليون تن كاغذ مصرف مي‌شود.
آيا مي‌دانيد اسب ماده 30 و اسب نر 36 دندان دارد.
آيا مي‌دانيد حس بويايي مورچه با حس بوبايي سگ برابري مي‌كند.

                              این مطلب ادامه دارد!!!!!!!!!!!!!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/12/13 ساعت 10:3 PM توسط عزيز هروي |

زندگی....

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم .

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود .

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند .

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن .

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد .

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم .

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند.

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است .

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب .

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد .

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد .

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است .

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود .

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است .

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

 

** بلی؛ زندگی زیباست ای زیبا پسند **

 



+ نوشته شده در 2009/11/29 ساعت 11:16 AM توسط عزيز هروي |

عید مبارک دوستان


دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم



+ نوشته شده در 2009/11/26 ساعت 9:23 AM توسط عزيز هروي |

منوی اصلی

دسته بندی خبر ها

مختصری در بارۀ نویسنده


زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست، امتحان ریشه است؛ ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچکیست؛ انتهایش میرسد پیش خدا.............
عزیز هروی هستم و رشته ی ژورنالیزم را در دانشگاه هرات می خوانم.
اگه میخواستید مرا در بهتر شدن وبلاگم یاری رسانید، لطفا به من ایمل بفرستید " azizherawi@yahoo.com " تشکر از همکاری تان دوستان!

آرشیو

دوستان من

لینک های روزانه

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

یاس تم