تبليغاتX
دست نوشته های....

خانه | ایمل آدرس | آرشیو

دست نوشته های....

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است


بیائید با فکاهی های جدید بخندیم!

 

3-  عکاس                                                                                                   

آقا و خانم ویلیامز زمانی با هم ازدواج کردند که آقای ویلیامز بیست و سه ساله و خانم ویلیامز بیست ساله بود. بیست و پنج سال بعد، آنها یک مهمانی کلانی داشتند، و یک عکاس آمد و از آنها چند قطعه عکس گرفت.

بعدا عکاس یک کارت را به خانم ویلیامز داد و گفت، که آنها روز چهارشنبه آینده آماده خواهد شد. و شما میتوانید آنها را از استدیوی ما دریافت کنید.

خانم ویلیامز گفت، نخیر" شما باید آنها را به خانۀ ما بفرستید".

عکس ها یک هفته دیر تر رسید، اما خانم ویلیامز بعد ازینکه عکس ها دید خوشحال نبود. او به موترش سوار شد و بسوی استدیوی عکاسی روان شد. او به داخل رفت و با خشم گفت، " تو هفتۀ قبل از من و شوهرم عکس گرفتی، اما من در بابت آنها کدام پولی پرداخت نخواهم کرد".

عکاس پرسید، " اوه، چرا نه؟

خانم ویلیامز گفت، " بخطریکه شوهرم مثل یک میمون دیده میشود".

عکاس گفت، خوب،" اینکه اشتباه ما نیست" چرا شما قبل ازینکه با او ازدواج کنید، به این فکر نشدید؟

 

 

3- PHOTOGRAPHER

Mr. and Mrs. Williams got married when he was twenty – three and she was twenty. Twenty – five years later, they had a big party, and a photographer came and took some photographs of them.

Then the photographer gave Mrs. Williams a card and said, “They’ll be ready next Wednesday. You can get them from our studio”.

“No,” Mrs. Williams said, “please send them to us”.

The photographs arrived a week later, but Mrs. Williams was not happy when she saw them. She got into her car and drove to the photographer’s studio. She went inside and said angrily, “you took some photographs of me and my husband last week, but I'm not going to pay for them”.

“Oh, why not?” the photographer asked.

“Because my husband looks like a monkey,” Mrs. Williams said.

“Well,” the photographer answered,” that isn’t our fault. Why didn’t you think of that before you married him?”

 

 

   

 

 

4-  در رابطه به یک بچه بنام پیتر

پیتر ده ساله بود. یک روز دوست وی پاول برایش گفت که در روز شنبه روز تولد من خواهد بود، تو میتوانی بیائی؟

پیتر از مادرش خواست که او را به آن محفل بماند، و مادرش گفت خوبه، تو میتوانی بروی." او برای مادر پول هم تلفن کرد تا برایش بگوید.

قبل ازینکه پیتر در بعد ازظهر روز شنبه به آن محفل برود، مادرش برایش گفت،"پیتر، فراموش نکن که باید مؤدب باشی. تا وقتیکه کسی بتو غذا میدهد، از کسی غذا نخواه.

پیتر گفت بسیار خوب مادر، و با بایسکل اش به خانه پاول رفت.

در آنجا بچه های زیادی بودند، آنها برای یک ساعت بازی کردند، بعدا مادر پاول برای آنها مقداری غذا آورد، اما او فراموش کرد که به پیتر هم چیزی بدهد. او برای چند دقیقه مؤدب نشسته بود، و بعدا او پشقابش را بلند گرفت و گفت، " آیا کسی پشقاب پاک و زیبای میخواهد؟".

 

 

4- ABOUT A BOY HIS NAME IS PETER

Peter was ten years old. One day his friend Paul said to him, “I’m going to have a birthday party on Saturday, Peter. Can you come?”

Peter asked his mother, and she said, “ yes, you can go”. She phoned Paul’s mother to tell her.

Before Peter went to the party on Saturday afternoon, his mother said to him,” Now, Peter, don’t forget to be polite. Don’t ask for food. Wait until someone gives it to you.”

“All right, Mom,” Peter answered, and he went to Paul’s house on his bicycle.

There were a lot of children at the party. They plaid together for an hour, and then Paul’s mother give them some food; but she forgot to give Peter any. He waited politely for a few minutes, and then he held his plate up in the air and said loudly, “Does anyone want a nice clean plate?”

 

 

 



+ نوشته شده در 2007/2/15 ساعت 0:40 AM توسط عزيز هروي |

منوی اصلی

دسته بندی خبر ها

مختصری در بارۀ نویسنده


زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست، امتحان ریشه است؛ ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچکیست؛ انتهایش میرسد پیش خدا.............
عزیز هروی هستم و رشته ی ژورنالیزم را در دانشگاه هرات می خوانم.
اگه میخواستید مرا در بهتر شدن وبلاگم یاری رسانید، لطفا به من ایمل بفرستید " azizherawi@yahoo.com " تشکر از همکاری تان دوستان!

آرشیو

دوستان من

لینک های روزانه

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

یاس تم